بعد از تجاوز امریکا و رژیم صهیونیستی به خاک جمهوری اسلامی ایران برای بار دوم در یکسال گذشته و مجدداً در هنگام مذاکره، و همچنین به شهادت رساندن مقام معظم رهبری و دیگر فرماندهان و سرداران ایرانی، همانطور که ایران در زمان تهدید شدناش به جنگ اعلام کرده بود، محدودیت و کنترل شدیدی را بر روی تنگه هرمز اعمال کرد. این رفتار هوشمندانه بر قیمت نفت و اقتصاد جهانی درکوتاه مدت تاثیر قابل توجهی گذاشت.
بعد از این اقدام، بارها توسط مقامان بلندپایهی ایرانی در مجامع بین المللی تصریح شد که در تنگه هرمز به دلیل شرایط جنگی و امنیتی شدید، کنترل و محدودیت بر رفت و آمد کشتیها اعمال شده، و تنگه هرمز فقط بر روی دشمنان ایران بسته است؛ به ویژه آنکه بسیاری از حملات از خاک کشورهای منطقه علیه اماکن نظامی و غیر نظامی ایران انجام میشود.
با توجه به اینکه تنگه هرمز در حال حاضر در شرایط جنگی قرار دارد، برای بررسی این وضعیت در حقوق بین الملل ابتدا باید قواعد حاکم بر عبور و مرور تنگهها در زمان حملات مسلحانه را بررسی کرد.
همانطور که در کتاب حقوق بین الملل دکتر بیگ زاده (جلد دوم) آمده، کنوانسیون 1982 همانند کنوانسیون سال 1958، مقرراتی برای وضعیت حاکم بر عبور از تنگهها در زمان جنگ پیش بینی نکرده و حقوق بین الملل دریاها در این خصوص ساکت است. به همین دلیل بنظر میرسد در حال حاضر نمیتوان تکلیف و تعهد حقوقی خاصی را به واسطه کنوانسیونهای مذکور بر عهده کشور ساحلی تنگه (ایران)، آن هم در زمان حملات مسلحانه قرار داد.
با وجود سکوت و خلاء موجود در کنوانسیونها و همچنین اندک بودن رویه قضائی، بهتر است نگاهی به رویه دولتها در این شرایط داشت. (نکته: رویه دولت ها تا زمانی که تبدیل به عرف بین المللی نشوند، الزامآور نیستند)
با نگاهی به عملکرد دولت ها در این وضعیت، دو حالت متصور است.
حالت اول زمانی که دولت ساحلی تنگه در مخاصمه تنگه بی طرف است. و حالت دوم زمانی که دولت ساحلی تنگه، خود یکی از طرفین مخاصمه است.
1) دولت ساحلی تنگه “بی طرف” است.
عملکرد دولت ها در این حالت حفظ آزادی عبور کشتی ها از تنگههاست، و ایجاد برخی محدودیت ها فقط به علت بروز اوضاع و احوال ممکن است تغییر کند.
2) دولت ساحلی تنگه “طرف مخاصمه مسلحانه” است.
این وضعیتی است که ایران درحال حاضر در خصوص تنگه هرمز دارد. چرا که به عنوان دولت ساحلی تنگه، طرف اصلی این مخاصمه و تجاوز قرار گرفته است.
در این حالت رویه دولت ها نشان میدهد که میان کشتی های بی طرف و کشتیهای متعلق به طرف یا طرفین مخاصمه باید تفکیک قائل شد.
1. کشتیهای دولت های بی طرف علی الاصول حق عبور از تنگهها را خواهند داشت، مگر بعد از بازرسی آنها از سوی دولت ساحلی تنگه معلوم شود که آنها مبادرت به حمل تسلیحات و سایر ادوات جنگی برای دیگر طرف یا طرفین مخاصمه میکنند.
در خصوص تنگه هرمز، همانطور که از گزارشات داخلی و بین المللی پیداست برخی کشتی های متعلق به کشورهای بیطرف از جمله ترکیه، چین، روسیه و دیگر کشورها توانسته اند با اسکورت نظامی ایران و با امنیت کامل از تنگه هرمز عبور کنند.
2. اما در خصوص کشتیهای متعلق به دولتهای طرف متخاصم، دولت ساحلی تنگه می تواند تصمیم و تدابیر لازم را اتخاذ کند.
همانطور که از اقدامات ایران مشخص است، کشتیهای متعلق به طرفهای متخاصم از جمله امریکا، رژیم صهیونیستی، و برخی کشورهای اروپایی و کشورهای منطقه، ممنوعیت مطلق عبور هست مگر آنکه کشور ساحلی تنگه هرمز (ایران) تصمیم خلاف این را اتخاذ کند.
در خصوص امریکا و اسرائیل به عنوان طرف متخاصم این تجاوز علیه ایران که شکی نیست. اما در خصوص ممنوعیت کشورهای منطقه و کشورهای اروپایی لازم به ذکر است که مبدا بسیاری از حملات علیه اماکن نظامی و غیر نظامی ایران، مستقیماً از سوی خاک کشورهای منطقه بودهاست و خطرهای امنیتی و جنگی شدیدی را برای ایران بهوجود آوردهاند.
و در خصوص کشورهای اروپایی نیز، همانطور که از بسیاری از گزارشات و اسناد پیداست، در بسیاری از این دست حملات علیه ایران چه در گذشته و چه در زمان حال نقش پررنگی داشتهاند و میتوانند دولت متخاصم این جنگ شناخته شوند.
البته روزنامه فایننشال تایمز ادعا کرده که فرانسه و ایتالیا برای درخواست تضمین عبور امن از تنگه هرمز، مذاکراتی را با ایران آغاز کردهاند. در صورت صحت این خبر ، این اقدام نشان دهندهی اختیار کشور ساحلی تنگه در مدیریت تنگه در زمان مخاصمات است.
به همین سبب میتوان گفت، اقدام جمهوری اسلامی ایران در محدود کردن و کنترل عبور از تنگه هرمز، ناقض حقوق بین الملل نیست. چرا که…:
1. همانطور که پیشتر گفته شد اقدام خارج از چهارچوب حقوق بین الملل (حقوق بین الملل دریاها) توسط ایران رقم نخورده است.
2. ایران چند صد سال است که بر این تنگه تسلط کامل دارد، ولی هیچگاه با وجود تمام تحریمهای ظالمانه و همهجانبه از سوی کشورها و مجامع بین المللی، دسترسی شناوری را به این منطقه مختل نکرد. و قابل توجه است که این اعمال محدودیت بعد از دومین تجاوز آشکار علیه ایران رقم خورد، که ایران بیش از حمله هم هشدار این رفتار را در صورت تجاوز به خاکاش داده بود.
3. شرایط شدید امنیتی و خطر موجودیتیای که این جنگ برای حاکمیت و ملت ایران دارد، به ضرورت این اقدام از سوی ایران میافزاید.
4. و از مهمترین نکات، حملات متعدد موشکی و دیگر اقدامات نظامی و ضد امنیتی علیه ایران است که مستقیماً از خاک کشورهای منطقه و همسایه تنگه هرمز، علیه نظامیان و غیر نظامیان ایرانی انجام شده است. این اقدامات گسترده علیه حاکمیت ارضی و ملی ایران، مجدداً ضرورت اعمال محدودیت بر عبور از تنگه هرمز توسط ایران را به دلیل ضروریات جنگی و امنیتیاش تصدیق میکند.
فاطمه نداف
بررسی وضعیت حقوقی ایران در اعمال محدودیت و کنترل تنگه هرمز در زمان جنگ
در پی تجاوزات دوباره آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران، جمهوری اسلامی محدودیتهای گستردهای بر تنگه هرمز اعمال کرد که بازار جهانی نفت را بهسرعت تحت تأثیر قرار داد.
بدون نظر! اولین نفر باشید